X
تبلیغات
رایتل
ژرفا
 
قالب وبلاگ

هممون درمورد خیلی چیزها خوندیم درمورد خیلی چیزها تحقیق کردیم ولی وقتی که پای عمل به میون میاد نمیتونیم عمل کنیم.خیلی ازماها مشاورهای خوبی هستیم وبه محض اینکه کسی دچار مشکل میشه براش میتونیم نسخه بپیچیم ولی وقتی همون مساله برای خودمون اتفاق می افته اونقدر بی تجربه واکنش نشون میدیم که انگار هیچ چیز نمیدونیم ومصداق ضرب المثل  معروف(کل اگر طبیب بودی سرخود دوانمودی)میشیم.اکثر اوقات به چیزهایی که میگیم عمل نمیکنیم حالا خدا نکنه که کسی،این وسط مثلابه حقیقتی که مابه آن اعتقاد داریم توهین کند. آنوقت شروع میکنیم به جبهه گرفتن ودفاع کردن،معمولا هم اگر عاقل باشیم محکوم هستیم، چون به چیزهایی که میگیم نمیتونیم عمل کنیم.مثلا میگیم ان الله مع الصابرین.بعد با کوچکترین تحریکی واکنش نشان میدیم واصلا صبر والله وباخدابودن کجابود؟؟؟؟؟؟؟؟  

چند وقت پیش توی وبلاگ یکدوستی خوندم که دیگه کتاب خوندن ونظریه پردازی توی این زمینه بسه وباید به فکر عمل بیفتیم. 

اسماعیل زنبوردار،توی وبلاگش میگه http://kelariz.blogfa.com)

{حفیقت آن است  که خواندن کتابهایی که به ما لذت می دهد و موقتا چون مخدّر عمل می کند ، یا گوشه ی انزوا بر گزیدن و نزد خود مدینه ی فاضله درست کردن ،خیلی آسانتر است از ،در میان مردم بودن و زخمی شدن .تیپ های فکری چون ما عادت کرده ایم با درست کردن این مدینه ی فاضله در ذهن خود و مقایسه ی آن با واقعیت جامعه ای که در آن زندکی می کنیم ، هم خود را

آزار دهیم  هم اینکه غیر مسؤلانه جامعه را به باد ملامت بگیریم . و این خیلی ظالمانه است ! جامعه  و دنیایی که در آن نفس می کشیم با تمام نابسامانی ها و تیرگی هایی که دارد یک واقعیت است . هر چند کثیف !  ولی وجود دارد ! هست ! دارد نفس می کشد.در حالیکه مدینه ی فاضله ی ما با تمام پاکی و معصومیتی که دارد یک اشکال کوچک دارد و آن این است که وجود ندارد... ! یعنی حتی جسارت بودن را هم ندارداز پستوی ذهن و دل ما بیرون نمی آید .  همین برایش کافی است که محکوم ،و چون خود ما به گوشه ی فراموشی و انزوا رانده شود.اغلب ما به آدمهای دو قطبی تبدیل شده ایم  . آنگاه که در خود فرو میرویم و درعالم خیالی خود به سرمیبریم ،سراسر مستی و شوریم و همینکه با دنیای خارج در اصطکاکی خشن قرارمی گیریم سایه ای تیره و تار از اندوهی سنگین ما را در بر می گیرد .به آدمهای افسرده ای تبدیل می شویم که همچون روشنفکران سر خوردهکاری جز نق زدن  و غر غر کردن بلد نیستند .} 

حالاباید بدونیم که اشکال ازکجاست اولا:امثال ما وکسانی که مثل ما فکر میکنند متاسفانه زیاد نیستند ودردنیای امروز فکر غالب افکار وباورهای منفی است که از سالهای خیلی دور صدها ویا شاید هزاران سال پیش درماشکل گرفته اند.ژنتیک امروزه ثابت کرده است که همه چیز روی ژن ضبط میشود وبه نسلهای بعد میرسد.تصور کنید هرفکر منفی که توسط خودمان یادیگران  وارد دنیای مامیشه و به نسلهای بعد منتقل میشود.باید کاری کرد .این جنگ وخونریزی وانحطاطی که امروز شاهد آن هستیم ماحصل افکار قرنهای متمادیست.طبیعی است که چون تعداد ماکمتر است پس افکار منفی غالب میشوند. 

ثانیا:تفاوت عمده ای بین دانش وآگاهی میباشد.ما دانش رایاد میگیریم و حفظ میکنیم ولی آیاتمام آنهارابکار میگیریم مثلا چندنفر وقتی میخواهند نمک بخورند به سدیم وکلر فکرمیکنند؟؟؟هیچکس! ولی تعداد افرادی که به مضرات نمک فکر میکنند زیادهستند.چرا؟ چون به کرات از مضرات آن شنیده اند واین باور جزو آگاهیشان شده است.وبه محض شنیدن نمک یاد مضرات آنهم میافتند.  وقتی یک فکر درذهنمان تکرار میشود مسیر عصبی که آنرامنتقل میکند روز بروز قویتر میشود وآن فکر درناخودآگاه ماتثبیت میشود.مثلا آنقدر میشنویم که :شریک بده،هرشریکی که توی زندگیمون میاد بد ازآب درمیاد. برای اینکه یک فکر مثبت راجایگزین کنیم باید بارها و بارها به تعدادیکه فکر منفی تکرار شده،باور و فکر مثبت راتکرار کنیم تا جزو ناخودآگاه ماشود ومسیر عصبی قوی داشته باشد.تابتونه در روزمرگی مابکار بیاد.پس میتوان نتیجه گرفت آنقدر باید کتابهای مثبت خواند،آنقدر افکار خود راتغییر داد تا بتوانیم این افکار راکه سازنده هستند و میتواند زندگی مارا دگرگون کند، از دانش به آگاهی تبدیل کنیم وبکار ببریم البته وصد البته که این مشمول این است که ماشروع به خودشناسی وخودسازی کنیم وپیداکنیم افکار وعواملی راکه منجر به بروز مشکلات درزندگی مامیشوند وسپس شروع کنیم به تغییر دادن آنها!که راهی طولانی است که فقط باتمرین و توکل برخداآسان خواهد شد.شهامت مواجه باخود میخواهد وهمت عالی.آره باید سخت کار کرد چون باخیال پردازی ورویا پردازی فقط مدینه فاضله درذهن مامیماند وبس 

حالاتصور کن همه به جای اینکه به ایرادهای دیگران فکر کنند فقط و فقط به خود وخودسازی فکر کنند.آیابهشت روی زمین شکل نمیگیرد؟؟؟؟؟؟؟ آیا جنگی بوجود می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا ما ؟یا نسلی از ما؟ نمیتواند حکومت صلح و دوستی روی زمین برپاکند؟آیا نمیتوانیم کمک کنیم که حکومت الله روی زمین شکل بگیرد؟ خدایا مارادرراه خودشناسی وخودسازی کمک کن. خدایا تو سمیعی وبصیر تو تنها کسی  هستی که میدانی در ذهنهای ما چه میگذرد خدایا دریچه های ذهنمان رابه سمت خودت باز کن. 

[ دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1387 ] [ 21:58 ] [ ژرفا ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 126476

پارس بلاگمیهن وب هاستدانلودز



پیچک